انواع مقاله جديد
دانلود مقاله تحقيق دانشگاهي
نويسندگان
پيوندهاي روزانه
لينكي ثبت نشده است

دانلود آهنگ حماسي معروف ايراني

آهنگ هاي حماسي و پرطرفدار و پرمخاطب 
 
 مشهورترين آهنگ حماسي قديمي و جديد معروف ايراني
 
آهنگ حماسي معروف ايراني
 

آهنگ حماسي همه نسل‌ها را جذب مي‌كند

محمد گلريز كه نام اصلي‌اش، محمدعلي گلپايگاني است، سال 1325 در تهران متولد شد. او فعاليت هنري خود را سال 1353 در راديو آغاز كرد و بعد از پيروزي انقلاب به خواندن سرودها و ترانه‌هايي با مضمون انقلاب و دفاع مقدس پرداخت. «برخيزيد»، «معلم»، «شقايق‌هاي پرپر»، «وحدت مسلمانان»، «خجسته باد اين پيروزي»، «دريغا» و... برخي از آثاري است كه گلريز تا كنون به مناسبت‌هاي مختلف به خواندن آنها پرداخته است. او در كارنامه هنري خود، خواندن 1500 سرود، آهنگ و مرثيه را ثبت كرده است. آنچه در پي مي‌آيد گفت‌وگويي با اين هنرمند به مناسبت فرا رسيدن هفته دفاع مقدس است.

موسيقي حماسي يكي از موضوعاتي است كه هميشه در عرصه موسيقي مورد بحث بوده و توجه بسياري را از سوي مردم، دولتمردان و اهالي موسيقي به خود جلب كرده است. شما به عنوان يكي از فعالان اين نوع موسيقي چه نظري در اين باره داريد؟

دقيقا همين طور است. موسيقي حماسي و انقلابي همواره موجب افتخار همه نسل‌ها بوده است، زيرا اين نوع موسيقي توانايي عظيمي در جذب همه گروه‌هاي سني و اقشار مختلف جامعه دارد و مي‌تواند تجربه فضاهاي مختلفي را براي آنها ايجاد كند. در كشور ما هم اين موسيقي مي‌تواند فارغ از در نظر گرفتن رده‌بندي سني براي تمام نسل‌ها ارائه شود و حتي نسل جواني كه جنگ را تجربه نكرده و بعد از پايان هشت سال دفاع مقدس به دنيا آمده است تحت تاثير قرار دهد.

مي‌توان گفت اين اتفاق خصيصه اصلي موسيقي است كه مي‌تواند خيلي راحت بر مخاطب خود اثر بگذارد.

بله. كاملا با شما موافقم. خاصيت موسيقي همين است و به همين دليل ما بايد برخورد هوشمندانه‌اي با اين هنر داشته باشيم و موسيقي‌‌هايي را كه در خور جامعه ماست به نسل جديد ارائه كنيم. طبعا موسيقي حماسي و انقلابي هم جزو همين موسيقي‌هاست، اما مانند ديگر حيطه‌ها نيازمند حمايت و سرمايه‌گذاري است و تا زماني كه نسبت به اين مسأله توجه بيشتري صورت نگيرد نمي‌توانيم در حفظ و ادامه اين ميراث كاري انجام دهيم. به بيان ساده‌تر، اگر براي جشنواره‌هايي چون جشنواره موسيقي مقاومت، رديف بودجه مناسبي تخصيص داده شود، قطعا مي‌توانيم از حضور هنرمندان بيشتري بهره‌مند شويم و همين طور به تقويت بخش بين‌الملل نيز بپردازيم.

شايد ميان دغدغه‌ها و مسائل مالي مختلف كشور كمتر حواسمان به اين موضوع باشد و موسيقي به حال خود رها شود.

ببينيد خطري كه اكنون ما را تهديد مي‌كند اين است كه اگر روي موسيقي حماسي‌مان سرمايه‌گذاري‌هاي لازم را انجام ندهيم، موسيقي غربي جايگزين آن مي‌شود و مهم‌تر از همه آن كه وقتي ظرفيت‌هاي موسيقي داخلي خودمان به جوانان شناسانده نشود، آنها اين نياز را با موسيقي كشورهاي ديگر پر خواهند كرد. بنابراين تخصيص بودجه مناسب به جشنواره‌هايي از اين دست و همين طور بها دادن به آهنگسازاني كه در اين زمينه كار مي‌كنند، مي‌تواند تا حدود زيادي در مرتفع كردن اين معضل نقش داشته باشد.وقتي جنگ شروع شد نسل دهه 50 ، هشت سال جنگ ايران و عراق را تجربه كرد و نسل دهه 60 كه كوچك‌تر بود، امروز جنگ را به عنوان خاطره‌اي در ذهن حفظ كرده است، اما نسل دهه 70 به معني واقعي چيزي از جنگ نمي‌داند و طبعا درباره موسيقي حماسي هم اطلاع درستي ندارد. بنابراين اصل است كه اعتقاد دارم ساخت و ارائه آثار موسيقايي فاخر مي‌تواند پيوندي ميان موسيقي حماسي و اين نسل برقرار كند.

خود شما در اين برهه بيشتر مي‌كوشيد از چه مضاميني براي خواندن آثاري كه انتخاب مي‌كنيد استفاده كنيد؟

سعي مي‌كنم بيشتر سمت اشعاري بروم كه انعكاس‌دهنده دغدغه‌هاي روز جامعه باشد. اين مسأله موجب مي‌شود تا آثاري كه يك هنرمند ارائه مي‌كند، براي مخاطب نيز قابل لمس باشد؛ چون همان‌طور كه اشاره كردم با مسائل روز جامعه سر و كار دارد. به هرحال، به اين گروه از شعرها كه به قولي از جنس زمانه خودمان هستند بيشتر گرايش دارم. به خاطرم هست، در سال‌هاي اخير آهنگي را با درونمايه احسان و كمك كردن به ديگران خواندم كه صرف‌نظر از اين كه با استقبال خوبي مواجه شد، بازخوردهاي تاثيرگذاري هم داشت؛ به‌طوري كه مطلع شدم، چند پزشك بعد از شنيدن اين قطعه به شكل رايگان به معالجه بيماران خود پرداخته بودند. بنابراين مطرح كردن دغدغه‌هاي اجتماعي يكي از مهم‌ترين مسائلي است كه بايد در زمينه موسيقي به آن توجه زيادي كرد. هميشه انتخاب چنين اشعاري برايم اولويت بوده است و فكر مي‌كنم از همين راه‌هاست كه موسيقي مي‌تواند اثر مثبت خود را بر جامعه بگذارد.

برسيم به ماجراي موسيقي حماسي. يكي از اقداماتي كه براي معرفي و پاسداشت اين نوع موسيقي انجام شده است، برگزاري جشنواره موسيقيمقاومت است. فكر مي‌كنيد زواياي مختلف مفهوم مقاومت با برگزاري چنين جشنواره‌اي توانسته تبيين شود؟

جشنواره موسيقي مقاومت از آغاز تا امروز همواره داراي قداست و رسالت خاصي بوده و آن هم انعكاس مفهوم مقاومت به زبان تاثيرگذار موسيقي بوده است. تصور مي‌كنم به فراخور شرايط و امكانات مالي و بودجه‌اي كه هر سال در اختيار اين جشنواره گذاشته مي‌شد، توانستيم تا جايي كه شايسته بوده اين جشنواره را به شكل مطلوبي برگزار كنيم. به نظر مي‌رسد جشنواره مقاومت آن‌طور كه بايد از حمايت و توجه برخوردار نمي‌شود؛ در حالي كه امروز، شاهد همبستگي و همدلي خوبي ميان هنرمندان هستيم كه بهترين نمونه آن را مي‌توان در جريان نبرد غزه در ماه‌هاي اخير قلمداد كرد كه ديديم هنرمندان از هر طيفي كه در جامعه بودند سعي مي‌كردند به فراخور ابزارهاي هنري كه با آن سر و كار دارند به نوعي دربيان درد و رنجي كه غزه از رهگذر مقاومت در برابر اسرائيل متحمل مي‌شود اثري خلق كنند. به هر حال اميدوارم نسبت به اين جشنواره حمايت و توجه بيشتري شود و در حفظ و ادامه اين مسير تلاش بيشتري كنيم.

مي‌خواهيد بگوييد ظرفيت‌هاي موسيقي مقاومت ما مغفول مانده و به آن شكلي كه بايد شناخته نشده است؟

همين‌طور است و واقعا جاي آن دارد كه به مدد برگزاري و ادامه جشنواره‌هايي از اين دست، به تقويت بخشيدن به اين حيطه بيشتر كمك كنيم؛ بويژه اين كه، امروز هنرمندان جوان هم مشتاق هستند در اين عرصه فعاليت كنند. همان‌طور كه در جشنواره سال گذشته، حضور هنرمندان جوان، خاصه در عرصه پاپ پررنگ بود؛ به‌طوري كه هنرمندان جوان سال گذشته در برج ميلاد به اجراي برنامه پرداختند و از مفاهيمي چون شهيد، جانباز، خليج‌فارس و... خواندند. شايد برايتان جالب باشد كه بگويم ما سال گذشته از رهگذر اجراي چنين برنامه‌هايي، نزديك به 150 ميليون تومان بليت فروختيم و اين اجراها با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شد.

در اين ارتباط به ياد سخني از رهبر معظم انقلاب افتادم كه مي‌گويند: «دفاع مقدس ما بايد تا دفاع مقدس ظهور حضرت وليعصر(عج) ادامه داشته باشد.» روي اين اصل است كه بايد به خاطر داشته باشيم دفاع و مقاومت ما تنها محدود به دوران جنگ و اصولا به يك برهه زماني خاص نيست؛ بلكه هنر متعهد و مقاومت و دفاع مقدسمان بايد تا عدالت جهاني كه به وسيله امام زمان(عج) ميسر مي‌شود ادامه داشته باشد و به آن پيوند بخورد.

يك سوال هم درباره صيانت از بخش مكتوب سرودها و ترانه‌هاي هنرمندان داشتم. خود شما فكر مي‌كنيد بهترين راه در اين زمينه چيست؟

طبعا در اين زمينه نيز نهادهايي بايد وظيفه نگهداري از اين آثار را كه هر كدام بيانگر لحظات خاطره آميز برهه‌هاي گذشته هستند، بر عهده بگيرد. البته، طي سال‌هاي اخير دفتر مطالعات جبهه فرهنگي به من پيشنهاد كرده است تا يك مستند از زندگي من تهيه كند كه اين كار اكنون در مرحله انجام است و بيش از نيمي از آن به پايان رسيده است. در اين مستند صرف نظر از تبيين زواياي مختلف فعاليت موسيقايي خود، 1500 اثري را كه تا امروز در قالب حماسي خوانده‌ام، نيز اسكن كرده‌اند. اميدوارم درباره ديگر آثاري كه در اين زمينه ارائه شده است نيز اين اتفاق بيفتد.

طي دوره‌هاي گذشته جشنواره موسيقي مقاومت همواره عنوان بين‌المللي را به دوش كشيده، اما واقعا چقدر در اين زمينه كار شده است؟

خب! شايد از منظر بين‌المللي آن‌طور كه بايد عملكرد موفقيت‌آميزي نداشته‌ايم. گرچه، نبود بودجه كافي نيز در اين زمينه تاثيرگذار بوده است. بويژه، در سال‌هاي گذشته از نظر بودجه در مضيقه بوده‌ايم. طبيعي است تا زماني كه بودجه مناسب در اختيار نباشد، نمي‌توانيم براي پررنگ كردن بخش بين‌المللي كاري درخور اعتنا ارائه كنيم. در حالي كه بودجه اندك موجب مي‌شود از گروه‌هايي كه نيازمند صرف هزينه كمتري هستند براي حضور در اين جشنواره دعوت كنيم تا گروه‌هايي كه كارشان با اركسترهاي خوبي انجام شده است. به نظرم بانيان فرهنگي در تمام عرصه‌ها بايد در انديشه تقويت موسيقي فاخر باشند؛ موسيقي‌اي كه مي‌تواند حتي در ابعاد فرامرزي مطرح شود.

به نظر شما چرا در برگزاري جشنواره مقاومت در آستانه ششمين دوره تاخير پيش آمده است؟

واقعا دليل اين مسأله را نمي‌دانم. ولي در دوره‌هاي گذشته كليد اين جشنواره از انتشار فراخوان تا مراحل ديگر از ارديبهشت زده مي‌شد و متعاقب آن جلساتي با رسانه‌ها و دست‌اندركاران براي تقويت و بهتر برگزار شدن آن صورت مي‌گرفت و به هر حال ما نيز در وظيفه‌اي كه به ما محول كرده بودند از هيچ تلاشي فروگذار نمي‌كرديم. به نظر مي‌رسد براي انجام مراحل ابتدايي يعني رايزني با گروه‌هاي موسيقي كشورهاي ديگر بايد كمي زودتر عمل مي‌كرديم، اين كار قطعا نيازمند زمان زيادي است. ضمن اين كه در داخل كشور نيز براي جذب هنرمنداني كه مي‌خواهند به تبع سال‌هاي گذشته در اين جشنواره به ارائه اثر بپردازند بايد به انتشار فراخوان بپردازيم.

به نظر شما با توجه به اين كه 35 سال از پيروزي انقلاب مي‌گذرد و بيش از دو دهه از پايان هشت سال دفاع مقدس، كمي دير به فكر برگزاري جشنواره موسيقي مقاومت نيفتاده‌ايم؟ منظورم اين است كه اين جشنواره مي‌توانست در سال‌هاي گذشته شكل بگيرد‌؟

من هم در اين زمينه با شما موافقم كه در وادي موسيقي انقلاب و اصولا موسيقي حماسي كم‌كاري كرده‌ايم. شايد يكي از دلايل آن را بتوانيم در بي‌توجهي به سرمايه‌هاي مطلوبي كه در اين حيطه وجود دارد، بدانيم ضمن اين كه نبود سرمايه‌گذاري و حمايت‌هاي لازم از سوي دست‌اندركاران فرهنگي در دوره‌هاي گذشته و همين طور نبود اطلاع‌رساني و تبليغات مزيد بر علت شده تا حيطه موسيقي هاي حماسي از جمله انقلاب و حماسي كمرنگ باشد.

جداي از برگزاري جشنواره از نظر شما با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي در كشورمان جايگاه موسيقي انقلابي و فاخر را كجا مي‌دانيد؟

براي پاسخ دادن به اين پرسش برمي‌گردم به همان چيزي كه اول مصاحبه گفتم! موسيقي خوب و فاخر ما حمايت نشده است و اگر اين اتفاق مي‌افتاد قطعا شاهد اتفاقات خوبي در موسيقي كشورمان بوديم. از نظر من موسيقي فاخر و انقلابي ما اكنون در جايگاهي كه شايستگي آن را دارد قرار نگرفته و بايد براي تغيير اين شرايط هرچه زودتر دست به كار شويم.

بسياري تصور مي‌كنند مردم سرودهاي انقلابي را فراموش كرده‌اند يا ديگر ارتباط چنداني با آنها برقرار نمي‌كنند، نظر شما چيست؟

مطمئن هستم شما با اين كه جوان هستيد سرودهايي چون «خجسته باد اين پيروزي» را به خاطر داريد. غير از اين است؟

نه، كاملا به خاطر دارم.

ببينيد مردم با اين سرودها خاطره دارند، هر چند كه ديگر فقط در ايام خاص و مناسبت‌هايي مثل دهه فجر و سالروز آزادسازي خرمشهر آنها را مي‌شنوند، اما هنوز در خاطرشان زنده است. اين حافظه مردم است كه نشان مي‌دهد چه چيزي فراموش مي‌شود و چه چيزي در خاطر مردم مي‌ماند. با تصور بعضي‌ها هيچ چيز عوض نمي‌شود؛ واقعيت آن چيزي است كه در بستر جامعه رخ مي‌دهد و ما از نزديك با آن مواجه هستيم

 

 

 


ادامه مطلب
امتياز:
بازديد:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ تير ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۴۲:۳۸ ] [ مينا ]
[ ۱ ]
.: Weblog Themes By azadblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب