انواع مقاله جديد

انواع مقاله جديد
دانلود مقاله تحقيق دانشگاهي
نويسندگان
پيوندهاي روزانه
لينكي ثبت نشده است

فقر و جدايي‌ نژادي‌ در مراكز شهري‌

خبرگزاري فارس:نرخ‌ فقر در مراكز شهرها بيش‌ از دو برابر حومه‌شهرهاست‌ و در پاره‌اي‌ مادرشهرها اين‌ تفاوت ‌حتي‌ بيشتر است‌. براي‌ نمونه‌ در شيكاگو وفيلادلفيا نرخ‌ فقر مركز شهر حدود چهار برابر نرخ‌فقر در حومه‌هاي‌ شهر است‌. توزيع‌ نژادي‌ فقر درمراكز شهرها ۱ر۳۱ درصد براي‌ سياه‌پوستان‌ و ۱۲درصد براي‌ سفيدپوستان‌ است‌

اگرچه‌ مردم‌ فقير را در هر يك‌ از بخشهاي‌ جامعه‌ مي‌توان‌ مشاهده‌ كرد اما تمركز و فراواني‌ آن‌ در ميان‌ زنان‌، كودكان‌و اقليتهاي‌ نژادي‌ و مراكز شهري‌ بزرگ‌ (در مقابل‌ حومه‌ها يا حوزه‌ آماري‌ كلانشهرها) بيشتر است‌. اين‌ مقاله‌ كاوشي‌ است‌ درباره‌ تداوم‌ و ماندگاري‌ فقر در مراكز شهري‌ ايالات‌ متحد، جدايي‌ نژادي‌، مسكن‌ فقرا و بالاخره‌ بيكاري‌ و علل‌ آن‌.
كليد واژه‌ها: فقر شهري‌ در آمريكا، تعريف‌ فقر شهري‌، بودجه‌ فقر، مراكز شهري‌، حوزه‌هاي‌ آماري‌ مادرشهر، سياست‌مسكن‌، فقر و جدايي‌ نژادي‌ و ناموزني‌ فضايي‌۲٫
چكيده:
واقعيتهايي‌ در باره‌ فقر
دولت‌ ايالات‌ متحد امريكاخانواده‌ فقير راخانواده‌اي‌ تعريف‌ مي‌كند كه‌ “مجموع‌ درآمدهاي‌آن‌ كمتر از مقداري‌ است‌ كه‌ براي‌ رفع‌ نيازهاي‌حداقل‌ خانوار ضروري‌ است‌”. براي‌ محاسبه‌
“بودجه‌ فقر” نيز حداقل‌ هزينه‌ غذايي‌ خانوار را درسه‌ ضرب‌ بايد كرد، بدين‌ ترتيب‌ خانوارهاي‌ بادرآمد كمتر از اين‌ مقدار (بودجه‌ فقر)۳ فقيرمحسوب‌ مي‌شوند. در سال‌ ۱۹۹۷ ميلادي‌ بودجه‌فقر براي‌ خانوار چهار نفره‌ امريكايي‌ ۱۶۴۰۰ دلار
سه‌ نفره‌ ۱۲۸۰۲ دلار و يك‌ نفره‌ ۸۱۸۳ دلار تعيين‌و محاسبه‌ شده‌ است‌.
فقير كيست‌ و كجا زندگي‌ مي‌كند
۱٫ نژاد
اگر چه‌ تعداد فقراي‌ سفيدپوست‌ دو برابر فقراي‌سياه‌پوست‌ و چهار برابر فقراي‌ اسپانيايي‌ زبان‌ تباراست‌ اما نرخ‌ فقر در ميان‌ سياهان‌ و اسپانيايي‌ زبان‌تبارها به‌ مراتب‌ بالاتر است‌. در ميان‌ اسپانيايي‌زبان‌ تبارها نرخ‌ فقر پورتوريكوئي‌ تبارها با ۳۶درصد و مكزيكي‌ تبارها ۳۱ درصد از بقيه‌ بيشتراست‌، در حالي‌ كه‌ كوبايي‌ تبارها با نرخ‌ ۱۸ درصددر پايينترين‌ مرتبه‌ قرار دارند. نرخ‌ فقر براي‌ آسيايي‌تبارها ۱۴ درصد و تقريبا نزديك‌ به‌ ۳ر۱۳ نرخ‌ كه‌متوسط ملي‌ در امريكا است‌.
۲٫ فقر سالمندان‌
يكي‌ از موفقيتهاي‌ مبارزه‌ با فقر پايين‌ آمدن‌ نرخ‌ فقرسالمندان‌ است‌ كه‌ در فاصله‌ بين‌ سالهاي‌ ۱۹۵۹ تا۱۹۹۷ از ۳۵ درصد به‌ ۵ر۱۰ كاهش‌ يافت‌ وقسمت‌ اعظم‌ اين‌ بهبودي‌ نتيجه‌ گسترش‌ تامين‌اجتماعي‌ طي‌ اين‌ دوره‌ بوده‌ است‌.
۳٫ كودكان‌
در سال‌ ۱۹۹۷ در ايالات‌ متحد ۱۶ (۶ر۱۶ درصد)كودكان‌ در فقر زندگي‌ مي‌كردند و اين‌ در حالي‌است‌ كه‌ نرخ‌ فقر كودكان‌ اقليتها به‌ مراتب‌ بالاتربوده‌ است‌.
۴٫ محل‌ زندگي‌
نرخ‌ فقر در خارج‌ از حوزه‌هاي‌ مادرشهر تقريبا ۱۳بيشتر از حوزه‌هاي‌ مادرشهري‌ در امريكاست‌. نرخ‌فقر در مراكز شهرها دو برابر بيشتر از نرخ‌ فقر درنقاط غيرمركزي‌ شهرهاست‌.
۵٫ نوع‌ خانوار
نرخ‌ فقر براي‌ خانوارهاي‌ با سرپرست‌ زن‌ شش‌ برابراز خانوارهايي‌ كه‌ در آنها زن‌ و مرد مشتركاسرپرستي‌ خانوار را بر عهده‌ دارند بيشتر است‌.علل‌ بالا بودن‌ اين‌ نرخ‌ فقر عبارت‌است‌ از:
الف‌) زنان‌ سرپرست‌ خانوار بايد دائما بين‌ اشتغال‌و مسئوليتهاي‌ خانوادگي‌ در نوسان‌ باشند.
ب‌) به‌ طور متوسط حقوق‌ و دستمزد زنان‌ از مردان‌كمتر است‌.
ج‌) تعداد زيادي‌ از خانوارهاي‌ با سرپرست‌ زن‌ ازحمايت‌ و كمك‌ پدر غايب‌ فرزندانشان‌ محروم‌هستند.
د) آموزش‌
نرخ‌ فقر و سطح‌ آموزش‌ رابطه‌اي‌ معكوس‌ با هم‌دارند. نرخ‌ فقر در ميان‌ افراد زير ديپلم‌ دو برابردارندگان‌ ديپلم‌ متوسطه‌ و ده‌ برابر فارغ‌التحصيلان‌آموزش‌ عالي‌ است‌.
نوع‌ اشتغال‌ فقيران‌
بيش‌ از نيمي‌ از خانوارهاي‌ فقير آنهايي‌ هستند كه‌(سرپرست‌ خانوار.م‌) كار نيمه‌ وقت‌ دارد و تنها ۱۵آنها كار تمام‌ وقت‌ دارند. در صورتي‌ كه‌ مزد هرساعت‌ كار كمتر از ۲۰ر۸ دلار باشد، يك‌ خانوارچهار نفري‌ نيز حتي‌ با كار تمام‌ وقت‌ هم‌ ممكن‌است‌ به‌ خانواده‌ فقير تبديل‌ شود. بدين‌ ترتيب‌شغل‌ تمام‌ وقت‌ به‌ تنهايي‌ براي‌ برون‌ رفت‌ از فقركافي‌ نيست‌ مگر اينكه‌ درآمد سرپرست‌ خانوار ازحداقل‌ دستمزد كمي‌ بالاتر و بيش‌ از يك‌ نفر درخانوار شاغل‌ باشد. در واقع‌ تعداد زيادي‌ ازخانوارهايي‌ كه‌ از دايره‌ فقر بيرون‌ هستند و فرد اول‌خانواده‌ ساعتي‌ كمتر از ۲۰ر۸ دلار مي‌گيرد ازاشتغال‌ نفر دوم‌ بهره‌مند هستند.
فقر در مراكز شهرها
نرخ‌ فقر در مراكز شهرها بيش‌ از دو برابر حومه‌شهرهاست‌ و در پاره‌اي‌ مادرشهرها اين‌ تفاوت‌حتي‌ بيشتر است‌. براي‌ نمونه‌ در شيكاگو وفيلادلفيا نرخ‌ فقر مركز شهر حدود چهار برابر نرخ‌فقر در حومه‌هاي‌ شهر است‌. توزيع‌ نژادي‌ فقر درمراكز شهرها ۱ر۳۱ درصد براي‌ سياه‌پوستان‌ و ۱۲درصد

مقاله فقر و توسعه شهري

 


ادامه مطلب
امتياز:
بازديد:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۱۹:۳۷ ] [ مينا ]

توجه :محققان و صاحبنظران فرهنگ شناس, تاكنون دهها تعريف يا توصيف پيرامون شناساندن فرهنگ ارائه داده اند . در دايره المعارف بريتانيكا تعداد تعاريف فرهنگ تا كنون به يكصدو شصت و چهار رسيده است با دقت در اين تعاريف به اين نتيجه خواهيم رسيد كه تعدادي از آنها براي شناساندان يك يا چند عنصر فرهنگي ذكر شده است. مانند فرهنگ علمي , فرهنگ هنري , فرهنگ ادبي , فرهنگ اخلاقي , و تعدادي ديگر از اين تعاريف فقط براي بيان گونه هاي مختلف يك پديده ي فرهنگي مثلاً هنري ذكر شده اند . برخي ديگر فرهنگ پيرو را توضيح مي دهند , و بعضي ديگر فرهنگ پيشرو را معرفي مي نمايند , اگر چه به اين دو اصلاح تصريح نكرده اند . يك مثال ساده براي بيان اينكه آن همه تعاريف , نتوانسته است يك مفهوم جامع را براي فرهنگ ارائه دهد . اينست كه عده اي از اشخاص سعي مي كنند براي تعيين مركز دايره نقطه هاي فراواني درون دايره بزنند ولي هيچ يك از آن نقطه ها مركز حقيقي دايره نيست , زيرا صاحبنظران يا جامعه شناسان فرهنگي , آن هويت اصلي انسان را كه پرچم خود را در مرز طبيعت و ماوراي طبيعت زده است : دو سر هر دو حلقه ي هستي / به حقيقت به هم تو پيوستي , جدّي در نظر نگرفته و بنابراين فقط به بررسي معلومات عناصر فرهنگي محدود , آن هم در عرصه ي فيزيكي پديده ها و فعاليتهاي فرهنگي پرداخته اند . بديهي است كه به اين ترتيب شمار معلومات در عرصه ي فيزيكي نه تنها مي تواند به يكصد و شصت و چهار تعريف برسد , بلكه مي تواند از هزار هم تجاوز كند . شما براي اثبات اين حقيقت مي توانيد به بي اعتنايي يا كم اعتنايي تعريف كنندگان فرهنگ به قطب دروني ذاتي آن , مانند قطب ذاتي زيبايي , توجه فرمايي . در صورتي كه فرهنگ حقيقي است دو قطبي , درون ذاتي و برون ذاتي , جامعترين تعريفي كه از فرهنگ با نظر به اكثر تعاريف به عمل آمده مي توان ارائه داد اين است : (( فرهنگ عبارت است از كيفيت يا شيوه ي بايسته و يا شايسته براي آن دسته از فعاليتهاي حيات مادي و معنوي انسانها كه مستند به طرز تعقل سليم و احساسات تصعيد شده ي آنان در حيات معقول تكاملي باشد )) . ۲

عناصر و مصاديقي كه براي استفاده از توضيح تعريف فرهنگ در دايره المعارفهاي بزرگ و كتابهاي لغت دنياي امروز آمده شامل هر دو كيفيت يا شيوه ي بايسته و شايسته است . يعني موارد و مصاديقي كه بيان شده است هم شامل حقايق شايسته مي گردد و هم شامل ضرورتهاي حيات انساني , مانند آنچه كه در دايره المعارف فرانسه آمده است : (( فرهنگ , مجموعه ي دانشهاي دريافت شده توسط فرد يا جامعه است . مانند مجموعه اي از فعاليتهايي كه تابع قواعد اجتماعي _ تاريخي گوناگون بوده و با ساختار هايي كه نتيجه ي تغيير رفتار و كردار در تحت شرايط تعليم و تربيت خاص بوده است )) . اين جمله شامل هر دو گونه فعاليتها و شرايط كاملاً ضروري حيات و شايستگيهاي غير ضروري است . البته همان طور كه در مباحث بعدي خواهيم ديد معناي هر يك از بايستگيها و شايستگيها , آن نيست كه خواسته هاي نفساني بشر در آن دو معقوله ( بايستگيها و شايستگيها ) دخالت نداشته باشد . بعضي از صاحبنظران عقيده دارند كه مفهوم فرهنگ شامل بايستگيهاي ضروري زندگي , مانند علوم طبيعي يا علوم انساني نمي شود , بلكه فقط شامل شايستگيهايي است كه مي تواند مبناي فرهنگها قرار بگيرد . در اين مورد دو اصل مهم را بايد در نظر گرفت : اوّل اينكه هر اندازه فرهنگ از واقعيات جبري و زندگي طبيعي بالاتر برود و از حقايق تكاملي ذات برخوردارتر باشد , انساني تر مي گردد , و دوم آن اصل روحي بسيار والا است كه بر طبق آن انسان همواره مي خواهد همه ي شئون و فعاليتهاي زندگي او باردار ارزش كمالي باشد . با نظر به اين دو اصل است كه عده اي از صاحبنظران انسان شناس معتقدند كه بايد فرهنگ همواره به عنوان يك عامل آرماني و پيشرو در حركت تكاملي انسان , نقش اساسي را به عهده داشته باشد .

لزوم تحقيق در تعاريف فرهنگ

ما در اين بخش با دقت در تعاريف مشروح فرهنگ اقوام و ملل مختلف دنيا به اين نتيجه ي قطعي خواهيم رسيد كه چون فرهنگ گرايي اصيل در ذات انسانهاست , لذا با وجود قدرتها , خودكامگيها , و لذت پرستيها به وجود خود ادامه خواهد داد , و اينست معناي اين آيه ي شريفه كه مي گويد : (( خداوند از آسمان , آبي فرستاد , آن آب در درّه به مقدار آنها به جريان افتاد , سيل جاري كف بلند بر روي خود آورد ( چنانكه ) آن فلزاتي كه آتش برآنها شعله ور مي كنيد تا زينت آلات يا كالا ( ي ديگر ) از آنها بسازيد . خداوند مثال حق و باطل را چنين مي آورد . اما كف ( آب يا فلز ) ناپايدار است و پوچ مي شود و مي رود و اما آنچه كه به حال مردم سودمند است در روي زمين پايدار مي ماند , خدواند مَثَل ها را بدينسان مي آورد )) . ۸

قرنها بگذشت اين قرن نويست ماه آن ماه است و آب آن آب نيست

عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم ليك مستبدل شد اين قرن و امم

۲_ البته اين تعريف مشترك براي فرهنگ پيشرو است نه فرهنگ پيرو كه ترقي و تكامل را هدف گيري نمي كند .

۸ _ رعد (۱۳) /۱۷

مقاله فرهنگ از ديدگاه مرجع

 


ادامه مطلب
امتياز:
بازديد:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۱۸:۵۴ ] [ مينا ]

حق و عدالتحق، عبارت‌ از سلطه‌ و اختياري‌ است‌ كه‌ فرد در برابر ديگر يا اشيا دارد. به‌ بيان‌ ديگر، حق، امري‌ اعتباري‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ آن، فرد شايستگي‌ بهره‌برداري‌ از چيزي‌ را مي‌يابد و ديگران‌ به‌ رعايت‌ آن‌ موظف‌ هستند؛ مثل‌ حق‌ پدر و مادر در برابر فرزندان‌ يا حق‌ زوجين‌ در برابر يك‌ديگر.
استاد مطهري‌ حق‌ را سزاواري‌ فرد به‌ يك‌ شيء مي‌داند و آن‌ را نيز بر دو نوع‌ تكويني‌ و تشريعي‌ تقسيم‌ مي‌كند:
حق‌ يعني‌ ثابت‌ و سزاوار، و ما دو نوع‌ ثبوت‌ و سزاواري‌ داريم: يك‌ ثبوت‌ و سزاواري‌ تكويني‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از رابطه‌اي‌ واقعي‌ بين‌ شخص‌ و شيء، و عقل‌ آن‌ را در مي‌يابد، و يك‌ ثبوت‌ و سزاواري‌ تشريعي‌ كه‌ بر وقق‌ آن‌ وضع‌ و جعل‌ مي‌شود.
در واقع‌ مقصود از حق، امتياز بالقوه‌اي‌ است‌ كه‌ براي‌ فرد در نظر گرفته‌ مي‌شود و وي‌ كه‌ بر اساس‌ آن، صلاحيت‌ استفاده‌ از امور خاصي‌ را مي‌يابد. به‌ بيان‌ ديگر، حق‌ نشان‌دهندة‌ اولويتي‌ است‌ كه‌ فرد بر ديگران‌ دارد. با اين‌ بيان، حق‌ نوعي‌ نصيب‌ و امتياز براي‌ صاحب‌ حق‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ آن، يك‌ سلسله‌ بهره‌مندي‌ها را مي‌يابد يا برخي‌ ممنوعيت‌ها از او برداشته‌ مي‌شود.
در بحث‌ از مسألة‌ حق، استاد مطهري‌ اين‌ پرسش‌ را مطرح‌ مي‌كند كه‌ «آيا حق‌ و مالكيت‌ از عوارض‌ انسان‌ به‌ ماهو انسان‌ است‌ يا از عوارض‌ انسان‌ به‌ ماهو مدني».
به‌ بيان‌ ديگر، آيا اين‌ مفاهيم‌ از اعتباريات‌ بعد از اجتماع‌ است‌ يا قبل‌ از اجتماع؛ يعني‌ حق‌ پس‌ از تشكيل‌ جامعه‌ و برقراري‌ روابط‌ اجتماعي‌ تحقق‌ يابد يا قبل‌ از آن. استاد معتقد است‌ كه‌ حق‌ در مرتبة‌ پيش‌ از اجتماع‌ است؛ از همين‌ جا است‌ كه‌ او گاه‌ آزادي‌ را حق‌ نمي‌داند؛ چرا كه‌ آزادي‌ در مرتبة‌ پيش‌ از اجتماع‌ تحقق‌ مي‌يابد. وي‌ آزادي‌ را فوق‌ حق‌ مي‌داند و اگر هم‌ گاه‌ از حق‌ آزادي‌ سخن‌ به‌ ميان‌ آيد، مقصود آن‌ است‌ كه‌ ديگران‌ نبايد آزادي‌ فرد را سلب‌ كنند. به‌ گمان‌ استاد، اين‌ كه‌ در فقه‌ اسلامي‌ به‌ حق‌ آزادي‌ اشاره‌ نشده، به‌ اين‌ جهت‌ بوده‌ كه‌ فوق‌ حق‌ دانسته‌ شده‌ است.
علت‌ اين‌كه‌ در فقه‌ اسلام‌ در ميان‌ حقوق، نامي‌ از حق‌ آزادي‌ نيست، اين‌ نيست‌ كه‌ در اسلام‌ به‌ حق‌ آزادي‌ معتقد نيستند؛ بلكه‌ آزادي‌ را فوق‌ حق‌ مي‌دانند؛ پس‌ اعتراض‌ نشود كه‌ چرا آزادي‌ جزء حقوق‌ اولية‌ طبيعي‌ در اسلام‌ نام‌ برده‌ نشد.
حق، هم‌ به‌ اموري‌ كه‌ خارج‌ از وجود انسان‌ است‌ تعلق‌ مي‌گيرد، و هم‌ هر چيزي‌ كه‌ براي‌ امر ديگري‌ پديد آمده، منشأ حق‌ است؛ براي‌ مثال‌ موجودات‌ طبيعي‌ كه‌ براي‌ انسان‌ آفريده‌ شده‌اند يا مغز كه‌ براي‌ فكر كردن‌ يا زبان‌ كه‌ براي‌ بيان‌ آفريده‌ شده‌اند، همه‌ منشأ حق‌ هستند.
هم‌ حق‌ و هم‌ مالكيت‌ از اموري‌ است‌ كه‌ به‌ اشيأ خارج‌ از وجود انسان‌ تعلق‌ مي‌گيرد. همان‌طور كه‌ نمي‌شود انسان‌ مالك‌ نفس‌ خود باشد نمي‌تواند بر نفس‌ خود حق‌ باشد؛ بنابراين‌ انواع‌ آزادي‌ها هيچ‌ كدام‌ حقي‌ و بهره‌اي‌ نيست‌ كه‌ آدمي‌ بخواهد از چيزي‌ بردارد؛ بلكه‌ بهره‌اي‌ است‌ كه‌ از خودش‌ مي‌برد. معناي‌ حق‌ آزادي‌ يعني‌ كسي‌ حق‌ ندارد كه‌ آزادي‌ مرا از من‌ سلب‌ كند …؛ ولي‌ در مورد حق‌ مي‌توان‌ گفت: لزومي‌ ندارد كه‌ بر چيزي‌ يا بر كسي‌ باشد. هر چيزي‌ كه‌ براي‌ چيزي‌ به‌ وجود آمده‌ باشد منشأ حق‌ است‌ …؛ پس‌ در مورد حق، شرط‌ نيست‌ كه‌ به‌ خارج‌ از وجود انسان‌ تعلق‌ داشته‌ باشد. بلي، همان‌طوري‌ كه‌ در متن‌ آمده، حق‌ بر نفس‌ معنا ندارد؛ ولي‌ حق‌ بر انجام‌ يك‌ عمل‌ خاص‌ مي‌تواند باشد.
رابطة‌ حق‌ و تكليف‌
در مقابل‌ حق، تكليف‌ قرار دارد كه‌ آن‌ نيز مانند حق، مبناي‌ خارجي‌ و واقعي‌ دارد و اين‌ مبنا را مصلحت‌ مي‌نامند.
تكليف‌ از لحاظ‌ ماهيت‌ مغاير است‌ با مصلحت‌ واقعي؛ ولي‌ حق‌ مجعول‌ از لحاظ‌ ماهيت، متحد است‌ با مصلحت‌ واقعي؛ يعني‌ چون‌ در طبيعت‌ اين، حق‌ موجود است، در تشريع‌ نيز موجود است.۵
حق‌ و تكليف‌ ملازم‌ يك‌ديگرند. هر جا حقي‌ باشد، تكليفي‌ همراه‌ آن‌ است؛ براي‌ مثال، اگر زن‌ حقي‌ بر گردن‌ شوهر خود دارد، شوهر نيز مكلف‌ است‌ تا آن‌ حق‌

مقاله حق و عدالت اجتماعي

 


ادامه مطلب
امتياز:
بازديد:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۱۸:۲۷ ] [ مينا ]

حاشيه نشيني :

جامعه شناسان در تعريف افرادي كه در حريم شهرها سكونت دارند چنين مي گويند : معمولا حاشيه نشينان را كساني تشكيل مي دهند كه در شهرها زندگي مي كنند اما به عنوان يك شهروند از امكانات و خدمات شهري بهره نمي برند. اين افراد با وجودي كه در دل يا حاشيه شهرها جاي دارند اما فرهنگ روستايي را هم چنان حفظ كرده اند ولي در عين حال خود را شهري مي دانند

همچنين در انسان شناسي نيز حاشيه نشين به فرد يا گروهي گفته مي شود كه فرهنگ اوليه خود را بدون اينكه فرهنگ ثانويه را جايگزين نمايد از دست داده است يا در عالم برخ قرار مي گيرد

يك جامعه شناس در خصوص حاشيه نشيني افراد مهاجر مي گويد : ” انسان حاشيه نشين شخصيتي است كه از برخورد يا پيوند دو نظام فرهنگي متفاوت يا متخاصم به وجود مي آيد. چنين موجود دو رگه اي در آن واحد نسبت به دو فرهنگ احساس دلبستگي دارد اما از طرف ديگر خود را كاملا به هيچ كدام متعلق نمي داند..

توسعه حاشيه نشيني در ايران به سالهاي ۱۳۳۰ برمي گردد اما شدت آن در دهه هاي ۴۰ و ۵۰ رقم خورده است. براساس مطالعات انجام شده حاشيه نشيني در حاشيه شهرها ابتدا از تهران شروع شده است. پيدايش اولين اجتماعات آلونك نشين در تهران به سال ۱۳۱۱ برمي گردد اما رشد و گسترش اجتماعات آلونك نشين به بعد از كودتاي ۲۸ مرداد به خصوص از سال ۱۳۳۵ به اين طرف برمي گردد. اولين اجتماعات حاشيه نشين در جنوب شهر تهران تمركز يافتند . تهران تا شهريور سال ۱۳۵۹ نزديك به ده هزار و ۴۵۰ خانوار و چهار هزار و ۵۰۰ آلونك را در خود جاي داده است. پديده حاشيه نشيني در ايران نيز همانند اكثر كشورهاي در حال توسعه تا حدود زيادي ريشه در مهاجرت و عوامل دافعه و جاذبه روستايي- شهري دارد. فقدان و كمبود امكانات رفاهي و خدماتي در مناطق روستايي و شهرهاي كوچك فرآيند مهاجرت را تشديد كرد و حاشيه نشيني پديدار گشت و به اين ترتيب يكي از بارزترين نمودهاي مهاجرت در ايران مانند بسياري از كشورهاي درحال توسعه شكل گرفت .

در فرهنگ شهر و شهرنشيني ، حاشيه نشيني تا حدود زيادي مترادف با مفاهيمي چون زاغه نشيني و آلونك نشيني به كار برده شده است. از لحاظ فرهنگي ، انزوا طلبي، احساس غريبه بودن و بيگانگي ؛ از لحاظ رواني، پريشاني و تقديرگرايي؛ از لحاظ اقتصادي، فقر، اشتغال در بخش غير رسمي ، بي ثباتي شغلي؛ از لحاظ بهداشتي، فقدان يا نارسايي سيستم خدمات بهداشتي- درماني ، آب شرب و از لحاظ اجتماعي هويت قومي ، پايبندي به سنت ها و ارزش ها ، خانواده گسترده و فقدان تخصص، بي سوادي و كم سوادي ، درآمد پايين و به خصوص فرهنگ مستقل حاشيه نشيني از ويژگي هاي اجتماعات حاشيه نشينان است كه در مناطق مختلف ديده مي شود

تاثير حاشيه نشيني در وقوع جرم

مقدمه

احساس ناامني در محله ، تنها به دليل جرايم خشونت آميز نيست بلكه نابهنجاريها و رفتارهاي اخلالگرانه چون اعتياد ، ولگردي ، تكدي گري و سرقت گذشته از اينكه عامل اصلي ترس و احساس ناامني عمومي اند به نوبه خود قطعا زمينه رواج گسترده جرايم را نيز فراهم مي‌نمايند. همانطوريكه اگر پنجره اي از ساختمان بشكند و همچنان تعمير نشده رهاگردد به زودي كل ساختمان منهدم خواهد شد . براي پيشگيري از انهدام اجتماع نيز بايد به محض شكسته شدن اولين هنجار فورا با هنجار شكن برخورد كرد . موضوع حاشيه نشيني يكي از معضلات شهري است كه از حيث بستر قرار گرفتن براي ارتكاب جرايم مورد توجه كارشناسان خقوقي و قضايي و جرم شناسان بوده . اينكه جرايم در مناطق حاشيه اي بسيار بيشتر از ساير مناطق اتفاق مي افتد مورد پذيرش همه است و آمارهاي اخذ شده از پرونده هاي مطروحه در دادگستري نيز حكايت از اين واقعيت دارد .

در اين مقاله هدف نشان دادن تاثير حاشيه نشيني بر وقوع جرم مي باشد و همچنين مي خواهيم اعلام كنيم كه درصد بالايي از پرونده هاي قضايي از همين مناطق حاشيه نشين تشكيل شده است و مبارزه با شكل گيري حاشيه اي جديد و ساماندهي مناطق حاشيه اي موجود بسيار ضروري و حايز اهميت است و مبارزه و ساماندهي با اين هنجار شكني ميسر نمي شود مگر با همكاري كليه دستگاههاي مسئول و اگر چنين استراتژي واحد و مشترك از ناحيه مسئولان صورت پذيرد شاهد كاهش چشم گير جرايم نيز خواهيم بود . بدوا در اين مقاله تصوير و چهره اي از حاشيه نشيني و علل شكل گيري آن را ترسيم مي كنيم سپس جرايمي كه در اين مناطق معمولا اتفاق مي افتد و نقش دستگاههاي عمومي و دولتي در شكل گيري حاشيه و وقوع جرايم و نيز توصيه هايي جهت پيشگيري از وقوع جرم در اين مناطق را بيان خواهيم كرد . اميد آنكه مورد قبول واقع شود .

مبحث اول :

مفهوم حاشيه نشيني

صاحب نظران و كارشناسان مسائل شهري تعاريف متعددي از حاشيه نشيني ارائه كرده اند برخي عقيده دارند حاشيه نشينان كساني هستند كه در محدودة اقتصادي شهر زندگي مي كنند ولي جذب نظام اقتصادي و اجتماعي نشده اند .

چارلز آبرامز حاشيه را به عنوان فرايند تصرف نواحي شهري به قصد تهيه مسكن دانسته است. و نيز حاشيه نشيني را در معناي عام شامل تمام كساني مي دانند كه در محدوده اقتصادي شهر ساكن هستند ولي جذب اقتصاد شهري نشده اند . جاذبه شهر نشيني و رفاه شهري اين افراد را از زادگاه خويش كنده و به سوي قطبهاي صنعتي و بازارهاي كار مي كشاند و اكثر آنها مهاجرين روستايي هستند كه به منظور گذراندن بهتر زندگي راهي شهرها مي شوند۱.

مقاله حاشيه نشيني و جرم


ادامه مطلب
امتياز:
بازديد:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۱۶:۴۳ ] [ مينا ]

جوانان و اوقات فراغت مجازي
مقدمه
توجه :اينترنت عرصة مهمي را براي تحقيقات اجتماعي و آزمودن نظريه‌هاي مربوط به اشاعة تكنولوژي و اثرات رسانه‌ها فراهم ساخته‌است. بخشي از اين جاذبه به ‌واسطة قابليت ادغام شيوه‌هاي ارتباطي و صورت محتواي ارتباط است. جاذبه‌هاي ديگر مربوط به اثرات و كاركردهاي اجتماعي اين رسانه و محيط‌هاي مختلف آن براي افراد و اجتماعات محل زيست آنها و به‌ويژه براي جوانان به‌عنوان پيشگامان نوآوري و مصرف اين رسانة جديد مي‌باشند.
طولاني شدن دورة جواني و نوجواني، رواج شيوه‌هاي جديد رفتار اجتماعي براي‌پر كردن فضاي زندگي، فردي‌شدن و كم‌رنگ‌شدن شكاف‌هاي متداول اجتماعي، اهميت يافتن سبك زندگي و «سياست زندگي» براي جوانان، از هم پاشيدگي شبكه‌هاي سنتي همسايگي و نوسازي شهري از جملة زمينه‌هاي اصلي هستند كه شرايط جديدي را پيش روي جوانان قرار داده‌اند. آنچه در كنار اين روندها و متاثر از رشد رسانه‌هاي جديد قابل ذكر است اهميت بيش از پيش حفظ و تنوع در اوقات فراغت براي جوانان است. اولين نسل آشنا با كامپيوتر و تكنولوژي‌هاي ارتباطي را بايد نسل فعلي دانست. بسياري از آنان مي‌توانند با طيفي از نرم افزارهاي كامپيوتري كار كنند و به‌راحتي آن را بفهمند. اين تحولات تكنولوژيك علاوه بر تأثير بر ذوق، سليقه و نياز ارتباطي آنها، گذراندن اوقات فراغت آنها را نيز تحت تأثير قرار داده‌است. دو فرآيند «رسانه‌اي‌شدن»( mediatisation) و «خانگي شدن»(domestification) توصيف‌كنندة گذران بخش عمده‌اي از فراغت جوانان در جوامع مدرن است. جوانان فراغت خود را بيش ازپيش در خلوت سپري مي‌كنند و براي سرگرم شدن به طور فزاينده‌اي به رسانه‌هاي جديد متكي هستند.
ارتباطات باواسطة كامپيوتر (CMC)، «فرهنگ فراغت» و «اجتماع فراغت» را نيز تحت‌الشعاع قرارداده‌است. شبكه‌هاي كامپيوتري جهان فرهنگ‌هاي جديدي را در ده سال گذشته پديد آورده‌اند كه تأثيرات شگرفي را در تعاملات و روابط اجتماعي برجاي گذارده است. (رين گولد، ۱۹۹۴: ۴)
چت‌روم‌ها (chat rooms) يا ميدان‌هاي چندكاربردي (multi-user-dungeons) به‌عنوان يكي از پرطرفدارترين «ميدان‌هاي»
اينترنتي شرايط جديدي را پيرامون كاربران خود قرار داده و مرزهاي تازه‌اي را در شكل‌گيري خرده‌فرهنگ‌ها، ارزش‌ها و هويت جوانان پديد آورده‌اند.
گمنامي، سرعت ارتباطات و سيال بودن آن پيامدهاي گسترده‌اي را در روابط جنسيتي و الگوهاي ارتباطي و دوست‌يابي جوانان بر جاي مي‌گذارد. تداخل طبقه با جنسيت و جغرافيا مي‌تواند فضاي آزادكننده‌اي را براي دسته‌اي از جوانان پديد آورده و مرزبندي‌هاي رايج جنسيتي و اجتماعي را در فرهنگ جوانان كمرنگ سازد. ارتباطات اينترنتي در محيط‌هاي چت، ضمن آنكه تقويت‌كنندة روابط غير وابسته به زمان و مكان گرديده است، به‌ محملي براي جستجو و ارضاي كنجكاوي‌هاي جوانان نيز تبديل شده‌است. علاوه بر اين، فضاي مجازي و ديجيتال اينترنت صورت‌هاي جديد مشاركت‌هاي اظهاري و عاطفي را جايگزين صورت‌هاي متداول مشاركت سياسي و اجتماعي در عرصه‌هاي «حقيقي» جامعه ساخته‌است (نگاه كنيد به سيورلا، ۲۰۰۰). در وجه منفي، استدلال بر اين است كه سرگرمي‌هاي مجازي اينترنتي عموما‎‎‍ًٍَْْ‎‏ً به تقليل سرماية اجتماعي، انزوا و بريدگي از مشاركت‌هاي محسوس و عيني (كرات و همكاران، ۱۹۹۸ ؛ ناي واربرينگ، ۲۰۰۰)، تغيير روابط از اجتماعات و گروه‌هاي آشنا به اجتماعات شبكه‌اي (مافلوسي، ۱۹۹۶ ؛ ولمن، ۲۰۰۱)، سوگيري جوانان به سوي آموزش موزاييكي (راشكوف، ۱۹۹۶) و نيز قطعه‌قطعه‌شدن افراطي (hypersegmentation) سليقه‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها و در نتيجه توده‌وارسازي (massification) (شيلز، ۱۹۶۳ ؛ نيومن، ۱۹۹۱) مي‌انجامد.
در ادامه، چهارچوب‌هاي مفهومي و نظري رايجي را كه از منظر جامعه‌شناسي و يا روان‌شناسي اجتماعي به بررسي تأثيرات ICTs و به‌ويژه اينترنت بر جوانان و فراغت آنها پرداخته‌اند، به اختصار مرور كرده و آثار تواناساز و يا محدودكنندة محيط‌هاي مجازي در چت روم‌ها را مورد بحث قرارخواهيم داد.

زمينة تحقيق
نگاه جامعه‌شناختي به پديدة اينترنت در پي بررسي تأثيرات اجتماعي آن بر روابط اجتماعي و تجزيه و تحليل عوامل نهادي، سياسي و اقتصادي است كه رفتار كاربران را تحت تأثير قرارمي‌دهد. اين نگاه، چنان‌كه در مقدمة بحث بدان اشاره

مقاله جوانان و اوقات فراغت مجازي

 


ادامه مطلب
امتياز:
بازديد:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۱۶:۱۹ ] [ مينا ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ]
.: Weblog Themes By azadblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب